راهنمای مدیریت شرکت

اصول مهم که برای مدیریت و رهبری

0 گؤروش
یازار:‌

اصول مهم که برای مدیریت و رهبری موفق یک شرکت لازم است:

 

۱- قاطعیت داشته باشید

شما به عنوان نفر اول شرکت، نیازمند قاطعیت هستید. قاطعیت به معنای خشم، بداخلاقی یا غرور نیست. قاطعیت مهارتی است که بدون تمرین بدست نمی‌آید. اکثر مدیرانی که زیر بار درخواست‌ها یا قراردادهای ناموفق رفته‌اند، افراد قاطعی نبوده‌اند؛ پس سعی کنید علاوه بر دوری از خشم و عصبانیت، مهربانی پیشه کرده و در اداره امور شرکت قاطعیت لازم را نیز داشته باشید.

در کنار قاطعیت، شجاع هم باشید؛ یک فرد شجاع در مقابل مشکلات عقب‌نشینی نمی‌کند بلکه در پی حل آن‌ها تلاش می‌کند.

 

۲- دخل و خرج را مدیریت کنید

صندوق شرکت را خالی نکنید. با مدیریت مخارج است که شرکت شما پیشرفت خواهد کرد. کارمندان شما دوست دارند که درآمد شرکتتان خوب باشد تا آنها با خیال راحت کار کنند. فراموش نکنید که کارمندان شما برای وقت گذرانی یا جنبه‌های سطحی دیگر در شرکت استخدام نشده‌اند؛ آنها هم نیازهای خودشان را دارند و باید انگیزه لازم برای ادامه همکاری با شرکت را داشته باشند. یکی از این انگیزه‌ها، مسائل مالی و پرداخت به موقع حقوقشان است. بنابراین سعی کنید هر روز به حسابرسی شرکت خود بپردازید.

 

۳- اهداف و چشم‌اندازهایتان را مشخص کنید

اهداف، چشم‌اندازها و انتظارات خود از خودتان و کارمندانتان را بشناسید و این موارد را به طور شفاف برای کارمندانتان توضیح دهید. کارمندان باید با اهداف اصلی شرکت در زمینه پیشبرد مقاصد، آشنا باشند.

 

۴- به تبلیغ شرکت خود بپردازید

شاید تعداد شرکت‌هایی که بدون تبلیغات توانسته‌اند وجهه موفقی از خود نمایش بگذارند، بسیار کم باشد. تبلیغات جزو جدایی ناپذیر هر شرکت، موسسه و یا مجموعه است که باعث بهتر دیده شدن مجموعه می‌شود. تبلیغ خوب، جذب مشتری دائمی را در پی خواهد داشت.

در نظر داشته باشید که باید بر اساس درآمدی که دارید برای تبلیغات خود برنامه‌ریزی کنید؛ بریز و بپاش در تبلیغات عاقبت خوشی نخواهد داشت.

آردینی اوخو
دوشنبه 1 شهریور 1400
بؤلوملر :

۵ روش مدیریت برای مدیران تازه کار

0 گؤروش
یازار:‌

در این مطلب درباره ۵ روش مدیریت برای مدیران تازه کار و مزایای هر کدام به شکلی مختصر صحبت خواهیم کرد.

روش مدیریت شماره ۱: مدیریت مشارکتی

روش مدیریت مشارکتی، شیوه‌ای از مدیریت تیم است که در آن از اعضای تیم خواسته می‌شود که در فرآیندهای تصمیم‌گیری حضور فعال داشته باشند. در این شیوه هر اتفاقی که می‌افتد با هدف تجمیع نظرات و جلب ایده‌های مختلف اعضای تیم است. با جمع کردن نظرات و ایده‌های کارکنان، شما می‌توانید تمرکز تیم را به سمت هدفی خاص هدایت کنید و حجم کاری را از این نقطه مدیریت نمایید. این شیوه مدیریت نه تنها باعث بروز خلاقیت و نوآوری در تیم می‌شود، بلکه از تکصدایی و دیکتاتوری در تیم جلوگیری می‌کند.

چه زمانی از این شیوه مدیریتی استفاده کنیم؟

شیوه مدیریت مشارکتی زمانی به نتیجه می‌رسد که کارکنان شما درک درستی از اهداف و اولویت‌های کسب‌وکار داشته باشند. برای مثال اگر شرکتی که در آن کار می‌کند مشتری محور است و کارکنان شما افرادی هستند که به طور مستقیم با مشتریان در ارتباطند، به احتمال زیاد اولویت‌ها و اهداف را به خوبی می‌شناسند. این سبک مدیریت می‌تواند به شکوفایی ایده‌ها و راهکارهایی خلاق و همکاری طولانی مدت با کارکنان بیانجامد.

روش مدیریت شماره ۲: مدیریت شبکه‌ای

مدیریت شبکه‌ای بر روی ایجاد ارتباط بین تیم‌های مختلف و اعتماد کردن به این ارتباط‌های ایجاد شده تاکید می‌کند. در واقع، در این نوع شیوه مدیریت، شما در انجام فرآیندها دخیل نیستید و کارکنان برای رفع مشکلات یا گرفتن تایید برای انجام کارها باید به سراغ یکدیگر بروند. در این سبک از مدیریت، نقش مدیران حفظ و نگهداری روابط بین کارمندان است تا آن‌ها بتوانند به خوبی با یکدیگر کار کنند. برای مثال مدیران باید جلسات منظمی را برای ارتباط بهتر تیم‌ها با یکدیگر برگزار کنند یا کانال‌های ارتباطی درستی را برای هر یک از تیم‌ها در نرم‌افزارهایی مانند ترلو، اسلک و … ایجاد کنند. مدیریت شبکه‌ای برای آنکه به خوبی انجام شود، نیاز به آزمون و خطاهای فراوان دارد.

چه زمانی از این شیوه مدیریتی استفاده کنیم؟

برای مدیران و رهبرانی که بر کار چندین تیم نظارت دارند، مدیریت شبکه‌ای، شیوه مدیریتی ایده‌آلی است. زمانی که تیم‌هایتان کوچک هستند می‌توانید جلسات منظم هفتگی با آن‌ها برگزار کنید، اما زمانی که تیم‌ها بزرگتر می‌شوند، مدیریت و ایجاد هماهنگی و ارتباط بین تیم‌ها سخت‌تر خواهد شد. در این شرایط باید سعی کنید از درون هر تیمی، شخصی را به عنوان هماهنگ‌کننده یا سرپرست انتخاب کنید. به این ترتیب، حتی اگر یک مدیر تازه کار با تیمی کوچک هم باشید، کسب مهارت در برقراری ارتباط بین اعضای تیم‌ها برای موفقیت‌تان الزامی خواهد بود. تلاش کنید افق دید وسیعی‌تری نسبت به اندازه تیم‌تان به دست آورید تا متوجه شوید که هر یک از کارکنان چگونه با یکدیگر در ارتباط هستند.

بهترین ها را از ایران تلنت استخدام کنید

روش مدیریت شماره ۳: مدیریت به شیوه منتورینگ

در مدیریت به شیوه منتورینگ، روش کار به این صورت است که گاهی اوقات خودتان وارد فرآیندها می‌شوید و گاهی اوقات هم خودتان را از فرآیندها بیرون می‌کشید. این کار باعث رشد مهارت‌های کارکنان شده و به آن‌ها کمک می‌کند تا در انجام کارها خود مختار شوند. در این روش مدیریتی، شما به عنوان یک مربی نقش‌آفرینی می‌کنید. به این ترتیب، شما باید با تک‌تک اعضای تیم‌تان به طور مستقیم کار کنید تا نقاط قوت و ضعفشان را بشناسید و آن‌ها را به سمت ارتقای مهارت‌هایشان هدایت کنید. با برگزاری جلسات متعدد درباره تعیین اهداف، ایجاد برنامه توسعه و پیگیری روند انجام کارها شما به کارکنان خود کمک خواهید کرد تا در حوزه فعالیتشان خبره شوند. کمک کردن به کارکنان برای تقویت مهارت‌هایشان علاوه بر انگیزه‌بخشی به آن‌ها، برای موفقیت کسب‌وکار نیز مفید است.

چه زمانی از این شیوه مدیریتی استفاده کنیم؟

اگر خودتان زمانی در حوزه کاری‌تان موفق (و یا به نوعی ستاره) بودید و به تازگی ترفیع شغلی گرفته‌اید، بهترین فرد برای به کارگیری این شیوه مدیریتی هستید. در واقع، در این شیوه از مدیریت تمام تلاش شما این است که چراغ را به دست کارمندان‌تان بسپارید و به آن‌ها کمک کنید تا در حوزه کاری‌شان به افرادی خبره تبدیل شوند (البته پس از آنکه کارمندانتان در کارشان درخشیدند، باید از سر راهشان کنار بروید). با این تفاسیر، شما این توانایی را خواهید داشت تا به عنوان یک منتور در کنار اعضای تیم‌تان باشید، حتی اگر با تخصص آن‌ها آشنایی ندارید. اگر خودتان هم در زمینه فعالیت اعضای تیم‌تان اطلاعات چندانی ندارید، می‌توانید آن‌ها را به افراد و منابع درست متصل کنید؛ این کار هم به خودی خود نوعی از Mentoring است.

این شیوه از مدیریت را برای مدیریت کارکنان اتخاذ کنید که می‌خواهند مهارت‌هایشان را تقویت و در کارشان پیشرفت کنند. البته مدیریت به شیوه منتورینگ برای آن دسته از کارکنان ضعیف‌تری که نیاز به هدایت دارند نیز بسیار مفید است.

امروزه کارکنان یک مجموعه بیش از هر زمان انتظار دارند که مدیرشان، منتور و راهنمایشان باشد، نه رئیس‌شان! کارکنان زمانی که بفهمند که شرایط کافی برای تقویت مهارت‌هایشان را دارند و مدیرشان آن‌ها را در هر شرایطی راهنمایی می‌کند، بالاترین بازده عملکرد را خواهند داشت.

روش مدیریت شماره ۴: مدیریت شتابده

در مدیریت شتابده، شما به عنوان مدیر در تعیین وظایف و سرعت انجام کارها نقش تعیین‌کننده‌ای دارید، اما دست اعضای تیم را برای چگونگی انجام کار باز می‌گذارید. در واقع، این نوع شیوه مدیریت بر تعیین اهداف زودبازده و تعیین ددلاین برای به ثمرنشستن کارها متمرکز است، در حالیکه دست کارکنان را برای نحوه انجام کارها باز می‌گذارد. این شیوه از مدیریت محبوبیت چندانی ندارد، زیرا می‌تواند سبب ایجاد چالش و رقابت مخرب در بین اعضای تیم شود. با این حال، تیم‌هایی هستند که از این نوع شیوه مدیریت استقبال می‌کنند.

چه زمانی از این شیوه مدیریتی استفاده کنیم؟

برای مثال برای تیم‌های قدرتمندی که نمی‌توانند از نهایت قوایشان استفاده کنند، تعیین استانداردها و اهداف سخت می‌تواند همان موتور محرک تیم باشد. هرچند این شیوه از مدیریت در طولانی مدت جواب نخواهد داد و سبب فرسودگی شغلی کارکنان خواهد شد. با این حال، برای پروژه‌های کوچک و رسیدن به اهداف کوتاه مدت، این نوع شیوع مدیریت بازدهی مثبت خواهد داشت. زمانی که تیم‌ها وظیفه خود را به خوبی می‌دانند و خودشان کارها را پیش می‌برند، تنها از شما انتظار دارند که زمان و ددلاین‌ها را برایشان تعریف کنید.

روش مدیریت شماره ۵: مدیریت تحکمی

شیوه مدریت تحکمی یا Authoritative در واقع همان مدیریت سنتی یا در اصطلاح، مایکرومنیجمنت است. این نوع شیوه مدیریت در تضاد با مدیریت و رهبری مدرن است و در آن همه چیز از بالا به کارکنان دیکته می‌شود. در این نحوه مدیریت، شما به عنوان مدیر به کارکنان خود می‌گویید که دقیقاً باید چه کاری را در چه زمانی انجام داده و به چه کسی تحویل دهند. حتی شیوه انجام کار را نیز به آن‌ها دیکته خواهید کرد.

مدیریت تحکمی، با مدیریت امروزی که کارکنان را در اولویت قرار می‌دهد، همخوانی ندارد. با این حال، تحت شرایط خاص، ممکن است انجام آن ضروری باشد (در صورتی که در زمان درست و برای هدف درست انجام گیرد). مدیران خوب و لایق اگر مجبور به استفاده از این شیوه مدیریت شوند، در اولین گام دلایل این تصمیم‌شان را به اعضای تیم توضیح خواهن

آردینی اوخو
دوشنبه 1 شهریور 1400
بؤلوملر :

چگونه یک شرکت را ابتکارانه مدیریت کنیم؟

0 گؤروش
یازار:‌

قتی جک ولش شرکت جنرال الکتریک را اداره می‌کرد، ابتکارات و روش‌های کاری جدیدی را وارد این شرکت کرد.

یکی از این ابتکارات «مربیگری معکوس» بود. در این رویکرد روش مربیگری سنتی به این صورت اجرا می‌شود که افراد جوان‌تر رویدادهای جدید را به همکاران مسن‌تر خود آموزش می‌دهند. امروز در دنیایی زندگی می‌کنیم که سریع‌تر از هر زمان دیگری در حال تغییر است و تکنولوژی هم شیوه کار کردن و هم رفتار و رویکرد مصرف‌کنندگان را تغییر می‌دهد.

در مربیگری سنتی، معمولا در مورد رهبری، کارآفرینی و زیرکی کسب‌وکار تجربه وجود دارد. رهبران کسب‌وکار برای ساختن شغلی که دارند زمان گذاشته‌اند. با این حال، حافظه افراد ناخودآگاه تصمیم‌های خوب را به یاد می‌آورد و تصمیم‌های بد را فراموش می‌کند و مشخص نمی‌کند تجربه آنها در واقعیت چقدر ارزشمند بوده است.

مربیگری معکوس، از طریق کنار هم گذاشتن جوانان حرفه‌ای کم‌تجربه با مدیران ارشد، باعث می‌شود جوانان اعتماد به نفس بیشتری بگیرند و مهارت‌های رهبری آنها تقویت شود. همزمان، مدیران مسن‌تر این فرصت را دارند که خود را مطابق با آخرین تکنولوژی‌های کسب‌وکار به‌روزرسانی کنند. تحقق هر دو موضوع مزیت رقابتی کسب‌وکار را تقویت می‌کند.

در یک کسب‌وکار کوچک، روابط آموزشی یا از طریق استخدام مربیان حرفه‌ای یا از طریق گروه‌های دارای نبوغ فکری، اغلب در خارج از ساختار شرکت حرکت می‌کند. این گروه‌ها فرصت بروز ایده‌های جدید، روش‌های مختلف کار، تجربیات و چالش‌های جایگزین را فراهم می‌کنند. مربیگری معکوس تضمین می‌کند که کسب‌وکارهای کوچک می‌توانند خود را در معرض تجربیات نسل جدیدی قرار دهند که از تکنیک‌ها و ابزارهای مختلفی برای انجام کارهای خود استفاده می‌کند.

بسیاری از کسب‌وکارهای کوچک، به‌خصوص آنهایی که وضعیت خوب و پایگاه مشتری قوی دارند، ممکن است با این مساله مشکل داشته باشند و آن را ضروری ندانند. آنها به‌طور کلی عملکرد موفقی دارند. با این حال، نسل‌ جوانی که اکنون با تکنولوژی آشنایی دارد و به شیوه‌های جدید و مختلفی کار می‌کند، بعدا تبدیل به مشتری می‌شود و اگر ما از نیازهای آنها آگاه نباشیم، بازارمان ناگزیر از بین می‌رود.

در کسب‌وکارهای کوچک گزینه‌ها و فرصت‌ها برای مربیگری و نه صرفا مربیگری معکوس، می‌تواند محدود شود. در این شرکت‌ها زمان معمولا غنیمت است و ممکن است تعداد کارکنانی که مهارت‌هایشان قابل بهره‌برداری است، خیلی کم باشد. به هر حال، بیشتر کسب‌وکارها در شبکه‌ای آزاد از عرضه‌کنندگان فعالیت می‌کنند که محصولات، خدمات و مهارت‌های آنها در ارائه ارزش به مشتریان نقش دارد.

وقتی با بیشتر کسب‌وکارهای کوچک گفت‌وگو می‌کنیم، از تمایلشان به استخدام افراد جوان و شایسته صحبت می‌کنند. همچنین یافتن مربیانی از خارج ساختار شرکت دیدگاه‌هایی را وارد می‌کند که افراد داخل کسب‌وکار از آن غافلند.

روابط سنتی مربیگری با برگزاری جلسات ماهانه منظم، هدف واضح و ساختارمندی دارند. با اینکه برگزاری جلسات منظم هنوز هم مهم است، اما نیازی نیست این روابط تا این حد جدی باشد. کوین باوگن، مدیر یک شرکت مشاوره بازاریابی و ارتباطات می‌گوید:

«مربیگری معکوس زمانی بیشترین کاربرد را دارد که چندان ساختارمند نباشد. من موافق این موضوع هستم که مکالمات راحت‌تر اغلب بیشترین ارزش را برای صاحبان کسب‌وکار به همراه دارند. چیزی که اهمیت دارد احترام دو طرفه و انجام کار برابر است.‌»مثل هر چیز دیگری در کسب‌وکار، بهتر است این برنامه‌ها قبل از آنکه نیاز به آنها احساس شود، اجرایی شوند.

آردینی اوخو
دوشنبه 1 شهریور 1400
بؤلوملر :