بهترین راه پیش بینی آینده، ساختن آن است. “برایان تریسی”
شرکت گوگل، اپل، سامسونگ، فورد، هیتاچی، کنن، نایک، هوندا و بسیاری از نام های معروف تجاری دیگر که به عنوان یک برند موفق شناخته می شوند چگونه به این حجم از رشد و موفقیت رسیده اند؟
چیزی که مشخص است این است که تمامی این برند های معروف تضمینی برای بقای عمر خود ندارند. آن روزی که مسیر رشد و تغییرات در این شرکت ها بسته شود روز افول و از بین رفتن شان نیز آغاز می شود. مثال آشکار این موضوع می تواند شرکت هایی مانند سونی اریکسون، نوکیا یا جنرال موتورز باشد، شرکت هایی که کمتر کسی در دنیا تصور می کرد روزی شمع وجودی این غول های اقتصادی بی فروغ شود. ولی آسان تر از چیزی که تصور می شود یک برند فرو می ریزد مثل خالی کردن پای یک برج و بارو . هر چه عظیم تر سقوط راحت تر.
اما مشکل چگونه آغاز می شود؟
شاید در وهله ی نخست تکنولوژی یا تاخیر در اجرای طرح های تکنولوژیکی دلیل فروپاشی این شرکت های معظم برداشت شود. ولی چه عاملی باعث می شود تا تغییرات و بهره وری در یک سیستم دیر رخ دهد و همین موضوع مقدمات شکست را فراهم کند؟
پاسخ اینکه دلیل اصلی که شرکت هایی این چنینی دچار رکود شده یا ورشکست می گردند ضعف مدیریتی یا کارا نبودن سیستم های مدیریتی و نتیجتا ضعف در مدیریت تغییر است. مدیریت و سیستم های مدیریتی یک شرکت هستند که در بزنگاه ها و پیش از آنکه دیر شود تغییرات لازم از جمله نوع تولید یا خدمات و یا روش های تولید و خدمات را در دستور کار و اولویت سیستم خود تعریف می کنند. در شرکت های معظم اختلال در سیستم های مدیریتی به ویژه مدیریت تغییر و چابکی استراتژیک نتیجه ای جز نابودی یا حداقل تضعیف شدید سیستم نخواهد داشت.
